| |||||
| خانه | بایگانی | چاپار برقی |
|
گفتنی ها کم نیست
رستنی ها کم نیست
من و تو کم بودیم خشک و پرمرده و تا روی زمین خم بودیم
من و تو کم گفتیم مثل هذیان دم مرگ ز آغاز چنین در هم و بر هم بودیم
من و تو کم دیدیم بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
من و تو کم چیدیم وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
من و تو کم خواندیم من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته واماندیم اینک اندازه ی ما می خوانیم ما به اندازه ی ما می بینیم ما به اندازه ی ما می چینیم ما به اندازه ی ما می بوئیم ما به اندازه ی ما می روئیم
من و تو خم نه و درهم نه و کم هم نه و می باید که با هم باشیم
نبض آدم باشیم من و تو حق داریم که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم ![]() سلام ... بعد از 5 ماه سلام . آخرين پستي كه گذاشتم هنوز تو حال و هواي كنكور بودم ؛ حالا يه ترم از دانشگاه رفتنم ميگذره !! همينه كه ميگن ناگهان چقدر زود دير ميشه !! الآن امتحانا رو داديم البته اصلياشو ، خيلي بيكار بودم ، حوصلم زيادي سر رفته بود ، اونيا كه دوس دارم چند روز نديدم ... خلاصه كلي احساس تنهايي ميكردم در حالي كه خونمون از هميشه شلوغتره . كلي فكر كردم چيكار كنم آخرش ياد وبلاگم افتادم ، ياد قديما كه هر هفته دو سه بار آپ ميكردم !! حالام ميخوام دوباره بلاگو را بندازم ، با فعاليت كمتر ولي مداوم ، شمام همچنان نظر يادتون نره ... هدف از اين پستم اين بود كه بگم آقا هيچي كم نيس ، همه چي هست ، خلاصه فراوونيه !! |+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 21:26 |
پرواز را به خاطر بسپار
دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است
|+| مجرم daina به شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 9:51 |
ناگهان چقدر زود دير مي شود
حرف هاي ما هنوز نا تمام ... تا نگاه مي کني وقت رفتن است ...
باز هم همان حکايت هميشگي ؛
پيش از آنکه باخبر شوي ،
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود ...
اي دريغ و حسرت هميشگي ؛
ناگهان چقدر زود دير مي شود ...
![]() ![]() آهنگ در خواستی
![]() جک اس ام اس خنده دار ...
تا حالا کون مورچه ديدي؟ دلم برات اونقدر شده اولين تست لو رفته کنکور 86:
هزينه مکالمات بين شهري تو همه جاي کشور 499 ريال شده !! از کي تا حالا ؟؟
الف)از وقتي ايران سل اومده. ب)از وقتي ايران وبا اومده . ج)از وقتي ايران طاعون اومده. د) اصلا به تو چه شمارتو بگير ![]() انواع عشقا تو همه کشورا ژاپن جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه
و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم ازمرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست! اسپانيا
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با
زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن برا بقيه کشورا برو تو ادامه مطلب ؛ شک نکن ارزششو داره .
سلام ...
پست بالایی را حتما بخون . حتما ...
یادت نره ها ... حتما بخون ... می فهمی ؟؟
این پست برای پست بالاییه ... کل این وبلاگ برا همون یه پسته !! ادامه مطلب |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 11:10 |
الو سلام منزل خداست ؟
الو سلام منزل خداست ؟ اين منم مزاحمي که آشناست ؛ هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست ؛ شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست ؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد ، خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست ؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر ، صداي من چطور ؟ خوب و صاف و واضح و رساست ؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
![]() ![]() جک اس ام اس آفلاین joke sms offline اول بگم که جکای ایندفه از همیشه یخ ترن !! یعنی نه اینکه یخ باشن ولی اکثرا قدیمین . با این حال ارزش تکرارو دارن !! اصلا کسی که نظر نمیده همینم از سرش زیاده . مگه نه ؟؟ آدمی که نظر نده ...
به تهرونی ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما ؟ آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!
یه روز یه مرده میره معدن بقیه اش باشه بعدا
ميخوام بگم دوستت دارم ... نه به 21 زبان زنده دنيا
بلکه به زبان قلبم ... گوش کن تالاپ ... تولوپ مابقی جکها در ادامه مطلب ...
![]() سلام
اینقدر نظر ندادین تا منم مثه بعضیا مجبور به استفاده از ادامه مطلب شدم ....
حالا بازم نظر ندین تا ببینیم چی میشه ... اصلا دیگه درشو میبندم میرم . ایندفه باور کنین راسته !!
راستی برا نظر دادن که میدونین باید کجا برین ؟؟ می دونم می دونین ولی برا احتیاط میگم یه خط پایین تر تاریخ و یه سری چیز دیگه نوشته ... آخر همین سطر یه لینک که اگه روش کلیک کنین صفحه نظرات باز میشه ... افتاد ؟؟ ادامه مطلب |+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 16:51 |
سکوت زرد پاييز
تو سکوت زرد پاييز که علاج هر چي درده يه مسافر دنبال دلش مي گرده . مي نويسه عاشقونه روي ديوار شبونه: توي بيداري آهن هيشکي عاشق نميمونه . با دلي لبريز حسرت اين مسافر گريه کرده دلشو داده به کسي که ميدونه بر نميگرده
![]() جک
اينم نحوه ي آمارگيري در شهرهاي مختلف !!
آبادان - سلام -سلام ولک - شما چند تا فرزند دارید؟ - به تو چه کوکا!!! -ای بابا ! آقا من مامور آمار هستم! -خو کوکا منم مامورم ! -کارتتون لطفا -خودت کارتت لطفا!! - آقا اصلا شما بچه داری!؟!؟ - نه کوکا تموم کردیم! -خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! خرم آباد
- سلام
- کر سلام - شما چند تا فرزند دارید؟ - 11 تا دختر 16 پسر جمعا 35 تا . - شغل - فروش بیل و کلنگ یه باشگاه بدنسازی هم دارم ! - تحصیلات ؟ - سیکل - متشکرم. قم
- سلام حاج آقا -سلام علیکم و رحمه الله برادر . خسته نباشید . خدا قوت ان شاالله . الله اکبر. -ببخشید حاج آقا شما چند تا فرزند دارید؟ - دو تا , یه دختر یه پسر - شغل - مداحی . نوحه خونی . فروش البسه روحانیون و طلبه ها . مدیریت خانه عفاف. -تعداد همسر ؟ - 55 تا - بله!؟!؟!؟!؟!؟!؟! ببخشید بچه هاتون زن زاییدن یا زناتون بچه زاییدن؟! - 54 تا صیغه یک نفر هم نکاه. - صحیح . - وقت نماز برادر امری با من نیست؟ - نه متشکرم شیراز
- سلام -سلام کاکو - شما چند تا فرزند دارید؟ - سه تا کاکو - تعداد دختر و پسر ؟ - سه تاش دختره کاکو - شغلتون ؟ - لوازم آرایشی بهداشتی میفروشم کاکو. - در آمد متوسط ماهانه؟ - 15 میلیون تومن در ماه کاکو. - ببخشید شما خلبان هستید یا کاسب!!!!!؟؟؟؟ - نه جون کاکو من کاسب لوازم آرایشی هسم عرب
- سلام - السلام علیک! - شما چند تا فرزند دارید؟ -244 تا - چند تا دختر چند تا پسر!؟ - 200 تا پسر آمار دخترام هم به تو مربوط نی!!!! -متشکرم!!! خدانگهدار - فی امان الله.
زاهدان
- سلام -شلام - شما چند تا فرزند دارید؟ - شی و هفتا داشتم الان شه تاش مونده! - جان!؟!؟!؟ منظورتون چیه!؟!؟؟! - شی تاشون تو درگیری با نیرو انتظامی کشته شدن! - متاسفم . حالا باقیمانده چندتا دختر و چند تا پسر؟ - شه تا دختر - شغل ؟ - مامور نیروی انتظامی . شتاد مبارزه با مواد مخدر -بسیار عالی!!! سلام !
بعد از حدود يک ماه دوباره دارم آپ مي کنم !!
به قول محسن چاووشي ( حس خوبي ندارم ... چشام همش يه ساعته ...) با اين تفاوت که من حس خوبي دارم !! خودمم نمي فهمم چي مي گم !! آپم فوري بود ... تا حالا اينطوري آپ نکرده بودم ... متن اولشو برام آف گذاشته بودند جکشم مال داداشم بود که هنوز نمي دونه من ازش دزديدم !! راستي من نگم ديگه ، خودتون نظر بذارين !!
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت 14:22 |
خطر رفع شد ، من مرده ام
مرا مثل هندو مرا مثل بودا بسوزان! و خا کستر آخرين نغمه هاي مرا بر سر خاک مرده بپاش ![]() بر سر خاک بي معرفت که تا آخرين لحظه حالي نپرسيد از من . من از نسل فرهاد و فرياد بودم غريبانه درخت نحيف تنم را بسوزان ![]() به آقاي شب هم بگو که:
خطر رفع شد من مرده ام ![]() يه داستان جالب :
خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با يک هم اتاقي دختر بنام Vikki زندگي ميکند. کاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود. او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث کنجکاوي بيشتر او مي شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم که شما چه فکري مي کنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم که من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم . "
حدود يک هفته بعد ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي که مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فکر نمي کني که او قندان را برداشته باشد ؟ " "خب، من شک دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد." او در ايميل خود نوشت : مادر عزيزم، من نمي گم که شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم که شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است که قندان از وقتي که شما به تهران برگشتيد گم شده . " با عشق، مسعود روز بعد ، مسعود يک ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضـــمن نمي گم که تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است که اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا کرده بود. با عشق ، مامان ![]() +-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+ -
یه مطلب جالب !
یه notepad جدید بسازین و عیارت پایین رو توش کپی کنین ... بعد اونو ذخیره کنید و ببندید حالا برین دوباره بازش کنین ببینین چی نوشته !
iran win via atoms |+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 5:33 |
به گوش باش !!
خوب گوش کردن را بياموز ، فرصتها گاه آهسته در ميزنند !!
![]() جک
امروز فقط چند تا عکس ميذارم !!
آخه وقت گشتن دنبال جک رو ندارم !!
![]() ![]() ![]() اگه میبینین پایان نرگس فرق داشت مال این بود که یه تیکه هايي از سريالو نذاشتن !!
ترفند
قرار دادن تصوير پس زمينه براي يک پوشه در ويندوزXP
در ويندوزهاي 98و Me شما براحتي مي تونيد با دستور Customize Folder مي توانستيد براي يک پوشه تصوير پس زمينه بگذاريد اما در ويندوز Xp اين ويژگي حذف شده براي همين امروز قصد دارم انجام اين کار را در Xp يادتون بدم.
براي شروع يک فولدر مثل فولدر web-shekan.blogfa.com رو انتخاب ميکنيم و قصد داريم يک فايل تصويري به اسم Mac.bmp را به عنوان پس زمينه اين پوشه قرار بديم. 1-خب قبل از همه چيز فايل عکستون رو توي فولدر مورد نظرتون کپي کنيد.دقت کنيد که حتما عکس رو بايد کپي کنيد نه ميانبرش رو!!! 2-حال برنامه Notepad رو اجرا کنيد و بعد دستور زير را مثل تصوير زير در اون تايپ کنيد وبجاي کلمهMac.bmp اسم عکستون رو بنويسيد [{BE098140-A513-11D0-A3A4-00C04FD706EC}] IconArea_Image=Mac.bmp و بعد آن را در مسير مورد نظرتون با نام Desktop.ini ذخيره کنيد 3-حالا بايد به اون پوشه صفت سيستمي بدهيد حالا براي اين کار از منوي استارت گزينه Run و سپس دستور Cmdرا وارد ميکنيم تا وارد محيط Command Prompt شويد. حالا فرمان زير را وارد کنيدو بجاي ميان گيومه آدرس فولدر مورد نظرتون رو وارد کنيد. "آدرس پوشه اي که انتخاب کردين" Attrib +S
*بين Attribو +S ويک فاصله و همين بين +S و اسم فايلتون يک فاصله قرار داره 5- خب حالا اين عمليات پيچيده به پايان رسيد و در آخر ميتونيد فايل Desktop.ini و عکس مورد نظرتون رو مخفي کنيد
منبع : فاضل آنلاين |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 4:57 |
چرخ
بر هرکه مي نگرم گله از چرخ مي کند در حيرتم که زمانه به کام کيست . ![]() جک
امروز زياد جک نداريم !!
مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده 1-به حرمت اشک مادر توبه کردم
2 -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري
3 -بوق نزن شاگردم خوابه
4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا
5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري)
6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن
7- دنبالم نيا اسيرم مي شي
8 -گشتم نبود ............نگرد نيست
9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمند
ترفند
افزايش سرعت دانلود در نرم افزار Download Accelerator نرم افزار DAP يا Download Accelerator Plus شايد شناخته شده ترين نرم افزار مديريت دانلود در جهان اينترنت و به خصوص در ميان ايرانيان ميباشد. اين نرم افزار بيشتر به خاطر افزايش سرعت دانلود و عدم قطع ارتباط پس از ديسکانکت شدن معروف است. اما با استفاده از ترفندي که هم اکنون به شما معرفي خواهيم کرد ميتوانيد سرعت دانلود در اين نرم افزار را تا حد زيادي بالاتر ببريد.
بدين منظور:
ابتدا نرم افزار DAP را باز نماييد. حال از منوي بالا و قسمت Option به بخش Preferences برويد. سپس به قسمت Advanced رفته و بر روي دکمه View Log کليک کنيد. در پنجره باز شده در صورت وجود متني آن را پاک کرده و متن زير را در آن جايگزين کنيد. ereg-dict-ja.xml'. Line 2, Position 90 gus7b:ajain "speeder 2 kai[psd]100 se;rec56 kbps در پايان دقت کنيد در صورتي که سرعت اينترنت شما عدد ديگري است آنرا از 56 به سرعت اينترنت خود تغيير دهيد پاورقي : اين روش اصلا از سوي من تضمين نمي شود چون اصلا از DAP استفاده نمي کنم !! من اين ترفند رو در يک عمليات انتحاري از وبلاگ يه بابايي کش رفتم پس اگه استفاده کردين و کار داد لطفا خبرم کنيد تا منم اعلام کنم !! راستي من خودم از (Internet Download Mansger) IDM استفاده ميکنم . مدت زيادي نيست که ازش استفاده مي کنم ولي ازش راضيم ! اگه حال تايپ کردن کردن ندارين مي تونين با ترفندي که قبلا ياد دادم کد وبلاگ رو غير فعال کنيد و کپي بگيرين ! |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه سوم مهر 1385 و ساعت 5:17 |
ياسها منتظرند
وتو گريان مي گفتي : « ياسها ريخته اند ! »
ياسها منتظرند ... من همين جا تنها خواهم ماند .
جوک
عقاب آسيا کيه ؟ انرژي هسته ايه
بمب بمب!! ... اين سال نبود که تحويل شد! مامان بزرگت بود که گوزيد!!!!!!!!!!!
دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نميكنه!!!
رشتيه وانت ميخره پشت وانته مينويسه:رسواي عالم مادر!!!
ترکه رو با فيلم سوپر مي گيرن. ميگن اين چيه؟؟ از ترسش ميگه : پشت صحنه عروسيمه!!!
حيوونا تصميم ميگيرن جلسه اضطراري تشکيل بدن ولي جلسه تشکيل نشد چون الاغه داشت وبلاگ مي خوند !!
چوس چيست ؟؟؟
آمريکا در چه فکريه ايران پر از هستهايه
نميدونم نميدوني که ميدونم که ميدوني که ميدونم سرکاري يا خودتو به نفهمي ميزني ؟؟
چند برابر اورانيوم انرژي داره !!!
اینم از پست این دفعه !! نظر نذارین خیلی خیلی بدین !!!
|+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 7:25 |
آخ دلم
تو را به دادگاه خواهند کشید
پاورقی : این پستا را قبلا گذاشته بودم ولی فکر نکنم کسی دیده باشدشون ! من که خودم از اینا خوشم میاد !!! اینا یه جورایی نمونه ای از آرشیو من هستند !! |+| مجرم شيخ حسین به شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:51 |
آخر شعره هااااااااااا
يه شب خوب تو آسمون ، يه ستاره چشمك زنون ، خنديدو گفت كنارتم تا آخرش تا پاي جون ؛ ستاره ي قشنگي بود آروم و ناز و مهربون ، ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون ؛ اما زياد طول نكشيد ، عشق منو ستاره جون ، ابرِ اومد ستاره رو دزديد و برد نامهربون ؛ حالا شبا با ياد اون ، زل مي زنم به آسمون ، دلم مي خواد داد بزنم ، اين بود قول و قرارِمون ؛ تو رفتي و از خودتم نذاشتي حتي يك نشون....
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 7:9 |
كاوه ي آهنگر
كاوه ي آهنگر مي گويد ، با نگاهي گويا با لباني خاموش : « قصر ضحاك هنوز آباد است ، تو به ويراني اين كاخ بكوش » ![]() پاورقي : نميدونم برا چي اين پستو گذاشتم !!!
جک
انرژي ذغالي روزي به پايان ميرسد ما خواهان فناوري هسته اي مي باشيم (فدراسيون وافوري هاي ايران)
شعر عاشقانه غضنفر بي تو هرگز .
. . با تو بابام نمي زاره
خدايا... اسلام را بر صهيونيسم ، لبنان را بر اسرائيل و نرگش را بر شوکت پيروز گردان... آمين!
سلام ببخشيد بدموقع مزاحم شدم يه دو سه ميليون داري قرض بدي ؟ مي خوايم پول جمع کنيم براي نرگس خونه رهن کنيم.تا
مشت محکمي بر دهان استکبار بزرگ
آقاي شوکت زده باشيم !!
شمالي و يه آباداني رو داشتن با هم اعدام ميكردن.شماليه خودش را خراب كرده بود
و داشت مثل بيد ميلرزيد.آباداني گفت:
چته كاء بار اولته؟
خداحافظ................. خداحافظ ياهو مسنجر................ خداحافظ وبلاگ ................خداحفظ بچه ها................من ديگه رفتم ..............خدا حافظ تا فردا صبح! معرفي سايت
همونطو که گفتم به زودي در اينجا رو مي بندم !!
اين دو سه روز آخر لااقل نظر بدين !!!
|+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 7:44 |
هرگز ، هرگز
من تمنا كردم كه تو با من باشي
![]() تو به من گفتي
- هرگز ، هرگز ![]() پاسخي سخت و درشت
![]() و مرا غصه ي اين هرگز كشت
![]() جک
قزوینیه هفت جلد مثنوی می نویسه به اسم
خسرو فرهاد !
بنا بر گفته هرودت، مورخ يوناني 3851 سال پيش در چنين روزي هنگام طلوع آفتاب در يك روز گرم تابستاني مردي قوي هيكل سوار بر اسب سفيد با توشه سنگين و ابزار جنگي پس از گذر از كوهها دشتها نامه پادشاه خود را به پسر پادشاه كه در حال نبرد با دشمن بود تحويل داد كه سرنوشت آن جنگ را دگرگون ساخت. در نامه نوشته شده بود: پسرم، هر دري وري كه بهت ميرسه، نخون! Age Ye Aghay Piri ba shalvaro bolize ghermez , risho sibile sefid omad andakhtet to ye done kise , bordet , taajob nakon , chon man TO ro az BABA NOEL khastam مي دوني در قرن 21 تمام شدن باطري ساعت يعني چي؟
1. عقب ماندن از جهان
2.توقف زمان 3
.از دست دادن وقت قرار
اينم دعوتنامه ي سايت زوکا
( يه چيزي تو مايه هاي گازاگ يا ارکات )
اينجا را کليک کنيد
مسابقه :
راستی هرکس بتونه بهترین برداشت رو از جک تصویریه پست پایین بگه
یه عکس قشنگ جایزه میگیره !!
|+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 8:3 |
هفت شهر عشق
شهر اول : نگاه و دلربايي ![]() شهر دوم : ديدار و آشنايي
![]() شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي
![]() شهر چهارم : بهانه، فکرجدايي
![]() شهر پنجم : بي وفايي
![]() شهر ششم : دوري و بي اعتنايي
![]() شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي
![]() |+| مجرم شيخ حسین به جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت 14:58 |
وبلاگ به چشمت عادت بده هر چيزی را نبيند
به چشمانت بياموز که هر کس ارزش ديدن ندارد ![]() به دستانت بياموز که هر گل ارزش چيدن ندارد
![]() به زبانت بیاموز که هر حرف ارزش گفتن ندارد
![]() به قلبت بياموز که هر کس در کنج ان جايي ندارد
جك
اين اولي يه كم زيادي سوختس :
يه تيم داريم قلقليه! سرخ ، سفيد، سبزيه! داييش داره سه پا ميره! سنش داره بالا ميره! ميرزاپورم هوا ميره! نمي بينه توپ کجا ميره! علي کريميش سوا ميره! اون پاش داره جدا ميره! کعبي داره کجا ميره! لنگش داره بالا ميره... نمي دوني تا کجا ميره تا دهن فيگو ميره! مهدوي کيا بي جون شده! بنزينش ديگه تموم شده! برانکو نگو بلائيه. آدم باصواتيه! اي کاش ايويچ نداشتيم! اي کاش دادکان نداشتيم! اي کاش ماتوپ نداشتيم!!!! اصلاً فوتبال نداشتيم... بابا به ما عيدي نده! يه توپ قلقلي نده
وقتي يک طاووس براي ناز کردن و يک کلاغ براي قارقار کردن و يک روباه براي فريب دادن و يک تمساح براي اشک ريختن داشته باشي ديگه نيازي به زن نداري
لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده شهرستانيها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو
يارو تو قزوين ميگوزه !ملت دنبالش ميکنن .ميگن بوق زدي بايد سوار کني!!!
![]() من يه دو سه روزي شايد نباشم ... پس سر زدين نظر گذاشتين ناراحت نشسن جواب ندادم !!
از بازي كه رو پست قبل گذاشتم خيلي چيزا را فهميدم ...
فقط بگم كه به زودي درشو تخته مي كنم ! |+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 7:21 |
عجب آشفته بازاريست دنيا
تمام عمر بستيم و شکستيم ، به جر بار پشيماني نبستيم ، جواني را سفر کرديم تا مرگ ، نفهميديم دنبال چه هستيم ، عجب آشفته بازاريست دنيا ، عجب بيهوده تکراريست دنيا
![]() چه رنجي از محبت ها کشيديم ، برهنه پا به تيغستان دويديم ، نگاه آشنا در اين همه چشم ، نديديم و نديديمو نديديم ، عجب يار وفاداريست دنيا عجب فرسوده ديواريست دنيا ، عجب خواب پريشانيست دنيا ![]() جك
( به دل نگيرين )
مي دوني وقتي خدا دومين سياه پوست رو که افريد چي گفت؟ گفت اااااااااااااه اينم که سوخت
اگه يه روز رو يكي يه مگس نشست بدونيد كه خيلي آدم گ..ي !! اما اگه هيچ وقت هيچ مگسي روش نشست بدون كه هيچ گهي ( ببخشيد ) نيست !! از قديم نديما ميگفتن: واسه کسي بمير که برات تب کنه...! لطفا" يکي براي من بميره، آخه چند روزه بدجوري تب کردم از امروز فقط ۶ روز ديگر مانده !!! |+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:20 |
قلب
قلب كشوري است كوچك كه پايتخت آن راعشق نام زده اند.فرمانده آنجا محبت مي باشد. نزديكي اين كشور پرتگاهي است به نام چشم كه آبشاري از آن جاريست.آب همين آبشار بعد از تجزيه به دو عنصريكي انتظارو ديگري جدائي تبديل ميشود !!! ![]() تو اپ قبلي گفتم نظر نذارين به خيليا (؟!) بر خورد اومدن حضوري ابراز اعتراض كردن ... خوب شما كه اينقدر دوست دارين نظر بذارين چرا نظر نمي ذارين ؟؟ پس نظر بذارين ديگه !!!! جك
يکي بود يکي نبود....وقتي اين يکي بود اون يکي نبود وقتي اون يکي بود اين يکي نبود... خلاصه ما هم نفهميديم که کي بود و کي نبود امّا فهميديم که هيچوقت اون يکي با اين يکي نبود
جديدترين جمله عشقولانه : انرژي هسته اي مال تو عزيزم انرژي هسته اي برو بخواب خسته ايي نامه بوش به احمدي نژاد .... قدو بالاي تو رعنارو بنازم.چشماي خوشگل و شهلاتو بنازم.تو که خوب نامه ميدي.بوي عمامه ميدي چرا نميرقصي
نکته ی مهم :
دفعه ي قبل كه فيلترشكن گذاشتم گفتم اين آخرين باري كه ميذارم ... از اونجايي كه حرف مرد يكيه ديگه هم نمي ذارم !! ولي اين وسط يه مشكلي پيدا ميشه اونم اينه كه آمار وبلاگ مياد پايين !! از اون مهم تر اين كه ملت الاف مبشن !! منم نشستم كلي فكر كردم چي كنم چه كار كنم ؟ آخر رفتم ميهن بلاگ وب شكن 2 را ساختم !! پس از اين به بعد كسي نياد اينجا دنبال فيلتر شكن !!! |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 16:4 |
اژدهاي زمان تشنه كام است
اژدهاي زمان تشنه كام است ؛ ميخورد هرنفس خون مارا ؛ اي خدا يك نفس ياريم كن ؛ تا خورم خون اين اژدها را
![]() چشم بر زندگي وا نكرده ؛ مي كند مرگ، زورآزمايي ؛ رنگ صبح جواني نديده ؛ شام پيري كند خودنمايي
![]() اژدهاي زمان تشنه كام است ؛ تشنه كامي كه سيري ندارد ! كام اين اژدها ترنگردد ؛ گر فلك تا ابد خون ببارد !
روزي آيد كه در پهنه ي دهر ؛ ذي حياتي به غير از خدا نيست ؛ اژدها همچنان تشنه كام است ؛ زانكه او تشنه كامي جاوداني است !
![]() تذكر : اخيرا به بعضي از اين وبلاگها كه لينك شده بودند سر زدم وديدم كه لينكمو برداشتند ! من براي اكثرشون نظر گذاشتم و چند روز صبر مي كنم بعدش لينكشون رو بر مي دارم !
خبر فوري : من چند روز پيش به طور ناگهاني قالب وبلاگم عوض شده بود به همين دليل 2 يا 3 تا از دوستاني كه لينكشونو تو قالب وبلاگ گذاشته بودم لينكشون پريد ! لطفا تو نظرات آدرس وبلاگشون را بذارن تا دوباره لينكشون كنم !
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 15:7 |
آنكه دائم هوس سوختن ما مي كرد ... كاش مي آمد و از دور تماشا مي كرد ! ![]() تو رو خدا نظر بدين !!!
درشو ميبندم ميرمااااااااااااااا !!
راستي يه موضوع مهم :
من تو اپ قبلي چند تا جمله از تو وبلاگ سفر به بي نهايت برداشتم !!!
لينكش توي پيوندها هست !!! يه سر بزنين !!! |+| مجرم شيخ حسین به جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 7:51 |
مهم نيست
مهم نيست که من زود تر اومدم يا تو
مهم نيست که من زود تر اومدم يا تو مهم نيست که من زود تر اومدم يا تو
به علت سنگينيه وبلاگ چند تا از عكسها را برداشتم ولي واقعا حيف شد !! |+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و سوم تیر 1385 و ساعت 8:16 |
پشت خط
اینقدر قلبت را اشغال نکن ...... شاید خدا پشت خط باشد !!!
![]() |+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 23:50 |
... شب ها كه وحشت مي خروشد بر سر بام ، شب هاي سرسام
شب ها كه راه كهكشان از هرم آتش سرخ رنگ است ، شب ها كه جنگ است ! شب ها كه مي لرزد زمين ، هر لحظه صد بار ، شب ها كه قلب كودكان مي افتد از كار ، شب هاي رگبار ... شب ها كه برق شعله افكن ، دود باروت ، ره مي گشايد تا بلنداي ستاره ... شب هاي سنگر هاي خونين ، شب هاي پيكر هاي پاره ...
شب ها كه در پهناي بي آرام كارون ، ديگر نه آب است اين كه : لب پر مي زند خون ! شب هاي غمناك ، شب ها كه خيل بي گناهان ، چون برگ مي افتند بر خاك .. شب هاي تلخ بردباري ، شب هاي سنگين و سياه سوگواري ... شب ها كه قوت مادران چشم بر در ، با روح مالامالاندوه ، بغض است و فرياد ، « واي » است و زاري ... شب هاي حيرت ، شب هاي حسرت ... در تنگنايي اين چنين تاريك تاريك ، جان را اميدي زنده مي دارد كه فردا - فرداي نزديك - اين خلق خاموش ، با صبح پيروزي كشند بانگ رهايي ، پر مي گشايد در بهشت روشنايي ... ![]() نظر بذازين !!
باور كنين عقده اي شدم !! |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 14:41 |
ادب
با ادب باش تا بزرگ شوی !!
![]() |+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 20:49 |
يه لحظه بي تو
هميشه توِي مدرسه بهمون ياد داده بودن 1 سال = 12 ماه
1ماه = 4 هفته
1 هفته = 7 روز
1 روز = 24 ساعته
1ساعت = 60 دقيقه است
ولي کسي بهم نگفت يه لحظه بي تو بودن يعني يه عمر
|+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 13:37 |
بازم ميگم خيلي گلي
اگه زنبور نيشت زد ناراحت نشو چون معلومه خيلي گلي
![]() |+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:16 |
God
God Gave You 2 Legs 2 Walk , 2 Hands 2 Hold, 2 Ears 2 Hear,2 Eyes 2 See, But 1 HEART !!! Why ? Because He Wants You Find The Other Yourself ![]() نظر يادتون نره ! |+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:47 |
ساعت شني
عشق مثل يه ساعت شني است، از يه طرف كه قلب آدم رو پر ميكنه، از طرف ديگه عقل آدم رو خالي ميكنه
ببينين اين دختره هم عاشق شده ، برا همين ميخواد خودشو بكشه !
منم اگه نظر نذارين ....
جك
هويجه با مامانش ميره بيرون وسط راه به مامانش ميگه مامان آبهويج دارم !!!!
|+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:1 |
مگس / قورباغه
بچه ها چه شوخي شوخي قورباغه هاي مرداب را سنگ ميزنند و قورباغه ها چه جدي جدي ميميرن ![]() ببخشيد !! قورباغه نداشتم جاش مگس گذاشتم !! اصلا شما اينطوري بخوانيد :
بچه ها چه شوخي شوخي مگس هاي مرداب را سنگ ميزنند و مگس ها چه جدي جدي ميميرن !!!
واي عجب خلاقيتي !
|+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:53 |
در زمين زبان حق بريده اند
اي ستاره اي كه پيش ديده ي مني ، باورت نمي شود كه در زمين ، هر كجا ، به هر كه مي رسي ، خنجري ميان مشت خود نهفته است ! پشت هر شكوفه ي تبسمي ، خار جانگزاي حيله اي شكفته است ... آن كه با تو مي زند صلاي مهر ، جز به فكر غارت دل تو نيست ! گر چراغ روشني به راه توست ! چشم گرگ جاودان گرسنه اي است ! ... اي ستاره ، ما سلا ممان بهانه است ، عشقمان دروغ جاودانه است ! در زمين زبان حق بريده اند ، حق ، زبان تازيانه است ! وان كه با تو صادقانه درد دل كند ، هاي هاي گريه ي شبانه است !
|+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:26 |
كاش
كاش مي شـد بنگ باشـــم لـــوطيان دودم كـنند
اين چه ننگ است شمع باشم دختران فوتم كنند
![]() |+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 8:1 |
پيانو
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
![]() نظر بدين ديگه !
اينجوري پيش بره بدون شك درشو تخته خواهم كرد !
اينم فيلتر شكن برا مهران !
نظر بدين ! |+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:46 |
آيا
شبي در شب ترين شبها ، تو ماهم مي شوي آيا ؟ تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا ؟ شبيه يك پرنده ، خيس از باران كه مي آيم تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا ؟ پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا ؟ شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا ؟ نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري
![]() |+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:31 |
without
Love without condition ....Talk without intention .... Give without reason .... Care without expectation |+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:6 |
مجـنون به هــواي كـــوي ليـلــي در دشــت در دشت به جســت و جوي ليلي مـي گشت مــي گـشــت هـمـيـشــه بـر زبـانـش ليلي ليلي مي گفت هميشه تا زبانش مي گشت ![]() البته اين مجنون نيست ... مدل خارجيش ... اسمش چي بود ؟؟
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:58 |
سعي كن
سعي كن اون چيزي را كه دوست داري به دست بياري ، وگرنه مجبور ميشي اون چيزي را كه به دست مياري دوست داشته باشي ! ![]() |+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:47 |
ياد تو
زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق يك بار است ... جدائي دشوار است ... ولي ياد تو تكرار است
![]() اينم فيلتر شكن امروز!
راستي انگار فيلتر شكن طرفدار نداره ! اگه نداره نذارم !
|+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:59 |
نگاه
نگاهي كرد و با لبخند تلخي جدا شد از منو در را به هم بست شبي طوفاني و درد آفرين بود شبي سيراب از رگبار پاييز چراغ نقره فام ماه خاموش و او مي رفت و ميگفت اين سخن را مرا ديگر نخوا هي ديد برگرد ![]() |+| مجرم شيخ حسین به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:48 |
اینم یه نکته اخلاقی !
![]() |+| مجرم شيخ حسین به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:35 |
خیلی گلی
ميدوني فرق تو با توپ فوتبال چيه ؟ معلومه ... اونو بايد كلي تلاش كني تا گل بشه ولي تو خودت گلي !
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:27 |
در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن شرط اول قدم آن است که عاشق باشی
![]() |+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:47 |
وقتي كه گريه كرديم گفتن بچه است ... وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است ... وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره ... وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش ... وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه ... وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه ... حالا ام كه عاشقيم مي گن گناهه اینم ایمیل منبعش black_hors22@yahoo.com
![]() |+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:17 |
رفتنت
رفتنت را ديدم تو به من خنديدي ، آتش برق نگاهت دل من آتش زد و مرا در پس يک بغض غريب در ميان برهوتي تاريک پشت يک خاطره سرد و تهي با دلي سنگ رهايم کردي و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من ، رفتنت را ديدم تا به آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي ، باورم نيست که ديگر رفتي اشک من بدرقه راهت باد
![]() واقعا زشته آدم روزي 3/4 تا پست جديد بذاره اما نظر روزي 2/3 تا بيشتر نداشته باشه ! اگه فكر ميكنين وبلاگم به درد نمي خوره بگين مي بندمش ميرم ! ما را به خير شما را به سلامت !
يه سري به اينجا بزنين !
فعلا! |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:4 |
قرار نبود
قرار نبود به جز خودم واسه کسي ديوونه شي ... قرار نبود جاي منو بدي تو قلبت به کسي ... بجز خودم قرار نبود خوابتو هيچ کس ببينه ... بدون من کسي بياد بخاد کنارت بشينه ... قرار نبود من که توام يه وقتايي شما بشم ... واسه تو که عشق مني عين غريبه ها بشم ... قرار نبود که قولامون ساده فراموشت بشه ... قرار نبود که هيچ کسي پناه آغوشت بشه... قرار نبود کسي بياد عاشقيتو پس بگيره ... بي خود و بي جهت بگه براي هر کس ميميره ... قرار نبود بدون من بري تماشاي غروب
![]() |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:23 |
نامرد
پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت
هيچ كس غصه ي اين را كه چه مي خورد نداشت چشمه هاي صادقي از لطف زمين مي جوشيد خودمونيم زمين اين همه نامرد نداشت ![]() |+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 16:47 |
چشم ها را باید شست ... جور دیگر باید دید
![]() |+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:32 |
دو تا اشك نقره اي رو صورت برفي تو ، يه علامت سوال تو حس بي حرفي تو ، دونه هاي زير خاك از تو گل و يار مي گرفتن ، وقتي شعرام از رو لبات قدرت فرياد مي گرفتن ... ضربان قلب تو تو گوشمه ، بار سنگين غمت تا عاقبت رو دوشمه ، حالا من موندم و يك خونه بدون كس ، حالا من موندم و يك قفسه بي هم نفس ...
![]() سيد خيلي دوست دارم ... دستت درد نكنه ... بابا تو بيست بيستي ! كارت نامبر وان !
مي خواين بدونين سيد چيكار كرده؟؟
يه سر به اينجا بزنيد ! |+| مجرم شيخ حسین به شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:33 |
توبه
توبه كردم كه از اين گونه خطاها نكنم ... بوسه ای داد و چو برداشت لب از روی لبم ... توبه كردم كه دگر توبه ی بيجا نكنم !!!
![]() |+| مجرم شيخ حسین به جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:25 |
رنگ
• رنگ دعا سبز روشن،
• رنگ اميد آسماني است، • رنگ ترحم سفيد است، • رنگ حيا ارغواني است، • رنگ محبت عجيب است چيزي شبيه تبسّم، • اين رنگ گرم تفاهم آئينه مهرباني است، • رنگ احساس زيبا، • رنگ بهشت عطوفت، • رنگ بهار جواني است، • ايمان اگر تازه باشد همواره همرنگ نور است، • نوري كه آرامش آن آرامش زندگاني است، • نور و وضو هم نوازند، • ديباچه اي بر نمازند، • در چهره هاي الهي اين روشنايي نشانه است... ![]() |+| مجرم شيخ حسین به جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:19 |
صداقت
صداقت را دلم مديون آن آيينه مي باشد كه در روشنگري پاك از غبار كينه مي باشد
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:48 |
عشق
آنگاه که با دستانت واژه ي عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم . حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خودهم اعتماد ندارم
|+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:24 |
بدون شرح
|+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:7 |
access denied
حتما تا به حال خيلي با پيغام « access denied» رو به رو شده ايد اما اميدوارم هيچ گاه دسترسي شما به قلب هيچ كس « deny» نشود ...
|+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:15 |
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست ، بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست . گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن ، گفتي : که نه ، بايد بروم حوصله اي نيست . پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف ، تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست . گفتي که کمي فکر خودم باشم و آن وقت ، جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست . رفتي تو ، خدا پشت و پناهت به سلامت
|+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:15 |
كاش قلبم درد تنهايي نداشت... چهره ام هرگز پريشاني نداشت... برگ هاي آخر تقويمه عشق حرف از يك روز باروني نداشت ... كاش مي شد راه سرد عشق را بي خطر پيمود وقرباني نداشت
|+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:9 |
اگه
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:41 |
ای وای
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:34 |
شیشه
گويند شيشيه ها احساس ندارند اما وقتي روي شيشه ي بخار گرفته اي نوشتم دوستت دارم آرام گريست
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:40 |
....
داد مي زنم ، آي نسيم سحري يه دل پاره دارم ، چند مي خري....؟ اما نه ... انگار گوش کسی بدهکار نیست ... خوب نظر بدین تا من دیونه نشدم ... میذارم میرم راست میگم کاری نکنید که منم مثه خیلیا مجبور شم بگم: بودیم کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:13 |
کاش
كاش مي شد اشك را تهديد كرد.....مدت لبخند را تمديد كرد.....كاش مي شد از ميان لحظه هاي زندگي....لحظه ي ديدار را نزديك كرد
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:42 |
بوسه
در اين روزگار هر كه ندزديد مفت باخت
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:36 |
بوسه
دزدي بوسه عجب دزدي پر منفعتي است ...... چون باز ستانند دو چندان بشود
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:33 |
مي زنم تهمت و بختان و چو گويند نزن ميزنم شيون و فرياد كه آزادي نيست
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:22 |
وفا
در را گشودم روي او، ديدم غم است در ميزند .اي دوستانِ بي وفا ، از غم بياموزيد وفا. غم با همه بيگانگي ، هر شب به من سر مي زند
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:7 |
تبعید
كاش گناهی كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد !
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 6:1 |
مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني
|+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 7:15 |
راست
اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند
|+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 7:3 |
آرزو دارم نفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را
|+| مجرم شيخ حسین به چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 6:38 |
متن کامل مصاحبه با حافظ
مصاحبه ي اختصاصي وب شكن با حافظ : |+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 6:29 |
نیدونم
هميشه در بچگی دخترها عاشق عروسک ها هستند وپسرها عاشق مردان غول پيکر ولي نميدانم چه حکمتی است که وقتی بزرگ ميشوند دخترها عاشق مردان غول پيکر ميشوند وپسرها عاشق عروسک ها
|+| مجرم شيخ حسین به سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 6:16 |
عشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است،
بازم باید بگم نظر بذارین...آقا من عقده نظر دارم!چه طوری بگم حالیتون بشه؟
تو این عکس یه شعر هست حتما بخونیدش! |+| مجرم شيخ حسین به دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 6:58 |
عجب رسمیه
آقا پسر گول نخوری یه وقت اولش همشون همین طورند
اما دو سه روز که گذشت .....
آقا چرا نظر نمی ذارین...می رمااااا...دیگم بر نمی گردم!
|+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 و ساعت 7:13 |
!!!
در اين دنيا نكردم من گناهي
|+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 و ساعت 7:2 |
گل
|+| مجرم شيخ حسین به یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 و ساعت 6:50 |
زندگی
با کسی زندگی نکن که باهاش می تونی زندگی کنی....با کسی زندگی کن که بدونی بدون اون زنده نمی مونی !
با تشکر از میلاد |+| مجرم شيخ حسین به شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 16:32 |
شکستن دل
واسه شكوندن يه دل يه لحظه وقت ميخواي....
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 16:29 |
عشق
به كسي عشق بورز كه لايق عشق باشه نه تشنه ي عشق چون تشنه ي عشق روزي سيراب ميشود...
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 16:27 |
اسير
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد در دام مانده باشد صياد رفت باشد
|+| مجرم شيخ حسین به شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 6:57 |
جای یو
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T ... V W X Y Z .
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 17:24 |
هرگز
هرگز نديدم بر لبی لبخند زيبای تو را هرگز نمی گيرد كسی در قلب من جای تو را
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 17:5 |
لب
لبت تو بر لبِ من نه بيار و بوسه بده چو جان من به لب آري چه مي كنم ترياك
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 16:53 |
قلك
مي خوام قلــكمو بشكنم با نصف پولش نازتو بخرم با نصفش برم يه جعبه مداد رنگی بخرم باهاش نازتو بكشم
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 11:9 |
تقديم به سيد
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگه کسي بهت دروغ گفته باشه بازم بهش فرصت بده چون روزي فرا مي رسه که خودت محتاج فرصت دادن ديگران مي شي تقديم به سيد
|+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 11:1 |
کاشکی
کاشکي نگفته بودم تا جون دارم باهاشــم |+| مجرم شيخ حسین به جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 10:56 |
چت
دروغ و خيانت رو هك كن__ از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن__ با صداقت و وفا و معرفت چت كن__ از زيباترين خاطره زندگي وب بگير__تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستي__و عاشق عشق باشين_در مسنجر قلبت عشق رو اد كن __وبه احساسات زيبايي پي ام بده__غم رو ديلت كن__و واژه بدي رو رينيم كن__براي غرورت آف بزار و بگو بشينه آخه (دنيا دو روزه
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 10:32 |
آرزو
آرزومند غروب غمهایتان وطلوع شادیهایتان
|+| مجرم شيخ حسین به پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 6:18 |
|
درباره وبلاگ
![]() سلام عزيز .
من حسین 17 ساله متولد 11 مرداد 1369 مطابق با دوم آگوست 1990 و دهم محرم 1411 یعنی همون 17 سال پیشم !! از درد بی کاری این وبلاگ رو ساختم حالا اگه یه نفر خوشش اومد چه بهتر ... آرشیو رو از دست ندی یه وقت ... نظر يادت نره . اينم بگم كه بيشترين ورودي وبلاگم از عكساي گوگله . حالا دوست نداري عكسامو نبين !! راستی اینم چشه خودمه !! منوی اصلی
خانهچاپار برقی بایگانی مطالب خانگی سازی ذخیره كردن صفحه اضافه به علاقه مندیها شریك جرم
شيخ حسینdaina جرایم پیشین
دی 1387مرداد 1387 تیر 1387 تیر 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بایگانی موضوعی
ادبىجک میلان سیاسی جواب شما عشقولانه مذهبی همسایه ها
joke sms offlineDeviant Boy بقیه بروبچ ... وضعیت من در یاهو
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |